پس این خوشبختی که میگن کجاست اگر تو هم به این رسیدی که نه خونه و نه ماشین و نه هزار تا مال و اموال ادم را نمی تونه خوشبخت کنه پس باید کجا وکی دنبال چی بچرخیم
سخته می دونم اما راستش واقعیت همین هست مثل یک گرداب همش می چرخیم و اخرش اونقدر توی یا توی فکر جمع کردن ثروت می افتیم که هلاک میشیم یا از شدت فقر به جنون می رسیم
به نظرت چیکار کنم
بنای زندگی من شده کار و کار نمی دونم حرکت بعدیم چی هست اما وقتی تو به این نتیجه می رسی که اینها خوشبختی نمیاره من هم قبول دارم
بیا همیشه سعی کنیم که قشنگ ترین لحظات زندگیمون را قاب بکنیم بزاریم توی اولین صفحه زندگیمون و اسم این اولین صفحه را عشق بزاریم
خجالت نکش با صدای بلند بگو من عاشق هستم عشق خجالت نداره عشق غرور داره و لی از یکنواختی نگو و از اینکه بگی از اون ادم فقط یک پوسته مونده
نه از تو همون ادمی مونده که من توی رویاهام داشتم هیچ کس و هیچ چیز نباید و نمی تونه رویاهای من را بشکنه
دوست دارم نفس بکشی دوست دارم بودنت مثل رفتنت قشنگ باشه امیدوار باش و خیلی محکم
یاد اون صفحات قشنگ خاطرات زندگی بیفت می دونم می تونی
در ضمن حواست به پلیس ها هم باشه جریمه نشی همین
و من در خاطره ای از سکوت دست و پا می زنم و تو در تلاطم شادی برایم دست تکان می دهی و این راز بودن ماست
+ نوشته شده در جمعه ششم مهر 1386ساعت 10:7 بعد از ظهر توسط وحید |
| ||||||