دارم طرحم را اجرا می کنم
گوش کن ترسیم کن
یک اتاق که هم دیوار هاش هم سقفش همه اهنی هست و راه ورودیش فقط یک دایره هست به قطر یک متر که اگر بخواهی داخلش بشی باید اول یک پا و گردنت را داخل ببری و بعد پای دیگه و بقیه تنت را
. ارتفاع تا سقف انقدر کوتاه هست که چند سانتی بیشتر نمونده تا سرت به سقف بخوره
همه جا ه رنگ سفید هست هیچ رنگی نیست به جز لباسهات که سفیدی اتاق اهنی را به لجن کشیده
نترس این صدای قدم زدن من هست که اینقدر فضای اتاق را ترسناک کرده نترس !!!!!!!!!!
یک لامپ سفید و پر نور و صدای یک هواکش قوی کل وسایل این اتاق هست
این اتاق تفکر من قرار هست باشه جایی که با دنیا ارتباط نداره و هیچ پنجره ای به بیرون نداره
هیچ صدایی نیست جز صدای یک هواکش قوی
هیچ رنگی نیست جز سفیدی هیچ مزاحمی نیست جز خودم
من قرار هست کل زندگیم و کل تفکراتم را توی این اتاق برنامه ریزی کنم یک خوده ترسناک هست ولی امکانش هست حرکت بزرگی در راه هست و مبدا این حرکت از همین اتاق کوچیک فلزی داره شروع میشه
خبر های بعدی بعد از اولین جلسه با خودم
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 2:54 بعد از ظهر توسط وحید |
| ||||||