زری خانم : اوا مرد خاک به سرم شد. ۲۴ ساعت از تحویل سال نو می گذره اما هنوز خونه دختر پسر خاله عمه بزرگه مامانم نرفتیم بدو بدو باید زود انجا هم بریم.
عباس اقا : انجا چرا دیگه من ان یارو را نمی شناسم اخرین بار ۵ دقیقه پیارسال با هم حرف زدیم ان هم در مورد اینکه اب و هوای گرم بهتره یا ابری که تازه اخر هم به نتیجه نرسیدیم .
زری خانم : یعنی که چی !!!!!!!خوب عید یعنی همین دیگه مگه از عید توقع دیگه هم داشتی انتظار چی داشتی تو از همون اولش هم اجتماعی نبودی
عباس اقا : اجتماعی که این باشه می خوام نباشه و بعدش .........
جیغ جیغ و بوق بوق و هوار و داد و بزن بزن و دادار دادار و ...........
این داستانی که بالا نوشتم احتمالا توی خونه خیلی از ایرونی ها این روزها داره اتفاق می افته مهمونی های ۵ دقیقه ای مزخرف که اسمش را میزارن چی چیه رحم .البته اگر اسمش را بزارن قطع رحم قطع اعصاب قطع لذت های معمولی زندگی بهتره .واقعا اگر بین یک لیوان اب زرشک داغ بدون نمک و یک همچین مهمونی مجبور باشم یکی را انتخاب کنم همون جام زهر را می نوشم تا یک همچین مهمونیهایی!!!!!!!!
اره بابا جغد بودن ولی با خیال راحت نفس کشیدن بهتر از شاه وز وز بودن هست این اصطلاح شاه وز وز یعنی استاد مسلم فک زدن ان هم نه با اطلاعات عالی دقیقا اگر ادم یک نفر را توی خیابون یخه اش را بگیره و در مورد پیچ سمت چپ موشک بالستیک بخواد بحث را شروع کنه خیلی راحتتر از این مهمونی های ۵ دقیقه ای سالی یک بار هست تازه اگر شانس بیاری چون ممکن هست بعضی از این مهمونی ها ۵ سال یک بار ۵ دقیقه باشه و معمولا توی همون ۵ دقیقه این الفاظ به کار می ره :
ای مبارکه ماشالله پسرتون که اسمش هم یادم نیست دفعه پیش داشت شیر می خورد چه یک دفعه سبیلهاش در امده اوا زمونه چه زود می گذره
بیخیال بابا بیخیال ایرونی های محترم لطفا جای این اراجیف بندیها یا برین زیر بارون قشنگ بهاری بکیفین و یا برین ۱۳ به در با چهار تا دونه رفیق فابریک بگین و بچرخین و بیایین خونه
خدایا این عید را از جامعه مسلمین نگیر
این پست را نمی نوشتم می ترکیدم اخیش
+ نوشته شده در شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 8:19 بعد از ظهر توسط وحید |
| ||||||