توی این تهرون ما مثل اینکه ازهر قوم و ملت ریختن توش اما راستش یک قوم هست که نه جزو لر ها و کردها و ترکها و عربها و ... هستند و نه جزو بلاد کفر این قوم یک قوم جدید و تازه تاسیس هستند به اسم فانتزیها
قوم فانتزیها ممکن هست که خیلی هم ادمهای ثروتمندی نباشند اما انقدر فانتزی زندگی می کنند که ادم یاد محمد اقا نبات فروش ایران می افته !!!!(محمد اقا را شکر فروش های ایرانی میشناسن مولتی میلیاردر ایران بود که البته مرده الان )
دیروز توی یک اتفاقی یکی از این فانتزیها را دیدم با اق شوهرشون امده بودند دفتر برای صحبت در مورد کار از اول جلسه تا اخر جلسه خانم عینک افتابیشون را از چشمشون بر نداشتند اخه ادم توی یک اتاق دربسته که با چهار تا دونه لامپ روشن شده که عینک افتابی نمی زنه خانم !!!!!!!!!!!!! داشتم شک می کردم گفتم شاید چشمهاش مشکل داره که اخر های جلسه یک جمله ای گفتم از ان جمله های زهر دار که مجبور شد عینکش را برداره
دیدم مثل تمام ادمهای دنیا هم چشم داشت هم ابرو (البته از این ابرو خطی ها ) اق شوهرش هم یک سبیل نوک تیز با یک کلاه کج که ادم یاد این هنریها می افتاد
تازه فهمیدم بابا یارو از از قوم فانتزیها ست
در کل فانتزیها برای خودشون یک قوم هستن یک قوم که توشون نه از قرمه سبزی جا افتاده و چلوکباب با نون سنگک و ابگوشت با پیاز خبری هست نه از کار و حرکت و کار های گروهی
فقط کافی هست همیشه از هر چیز و همه کس معذرت بخواهی و همیشه بگی سپاسگذارم همه چی همیشه باید مودبانه باشه ان وقت میشی یک فانتزی کامل
بدترین حرفی که از دهنت می تونه در بیاد این هست که بگی چقدر بدی تازه اگر خیلی به اعصابت فشار امد تمام لباسهای بدنت حتی اگر قرضی هم باشند باید نو باشند همیشه باید وام بگیری که بتونی سرویسهای طلای خانمت را عوض کنی اگر پول خریدن یک پیکان را هم نداری مهم نیست باید روزی ۲۰ هزار تومن پول اژانس بدی که مبادا کسی بفهمه که شما فانتزی نیستی اگر از یک دست کش سفید ۱۵۰ تومنی همیشه استفاده کنی عالی میشه چون دیگه دستهات هم با گرد و غبار هوا در تماس قرار نمی گیره
مهمترین قسمت زندگی فانتزیها نوع غذاهاست که ترجیحا ۳۰۰ گرم با کالری چه می دونم چقدر هر روز ان هم فقط سبزیجات و قارچ تازه بعدش هم باید از طرف راست بدن بخوابی که اگر بدن خواست هواهای نامطبوع در بده راحت بیرون بیاد
در وضع ظاهر هم همیشه باید یک عینک افتابی به چشم داشت و نوع حرف زدن همیشه باید یک اووووووووووووه یا خدای من یا فانتستیک یا سپاسگزارم یا از این عبارات داشته باشه
نمی دونم این قوم را کی تاسیس کرد و قدمتش توی ایران به چند سال میرسه اما خوب قوم جالبی هست ادم وقتی این جور ادمها را می بینه تمام تنش یاد لیمو ترش می افته تازه بدون نمک که می خواهی خالی خالی بخوری تازه نه یکی دو تا یک کیلو حداقل .
حالا نمی دونم این افتاب مهتاب ندیده ها به چه درد جامعه می خورن اما مهترین کابردشون این هست که توی نگاه اول همه می گن اووووووووووووووف چه با کلاس و برای مهمونی ها عروسی هازبونم لال برای پارتی ها مخصوصا خیلی کاربرد دارند اما مهمترین ضررشون این هست که بعد از چند دقیقه صحبت تازه ادم می فهمه که بابا یارو چقدر شوته !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 6:30 قبل از ظهر توسط وحید |
| ||||||