بعد از همه کشمکش های دنیا و بعد از تمام لحظه های شیرین و تلخ سال ۸۶ یک جمله میشه نوشت
سال ۸۷ مبارک بر خودم و خودش و هزار تا ادم شنا و غریب درست میشه همه چیز غصه نخورین و بخندیدن
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 2:26 بعد از ظهر توسط وحید |
سلام حاج اقا. بفرمائین تو .من مخلصم. حاجی تو نباشی ما روی زمین هم نمی تونیم باشیم چه برسه به اسمون . اینجا ایرونه گور بابای هر چی اجنبی وطن فروشه قبلا روسها و انگلیسیها می خواستن تاراجمون کنن حالا این نیم وجبی ها!
می گم حاجی توی عیدی کارمندها موندیم. سر خیر امواتمون همه وامهای خارجیمون هم کنسل شده چی کار کنیم حاجی ؟
مردم ریختن توی بانکها و هی پول می خوان .
حاج اقا : بلند شو دو رکعت نماز بخون درست می شه خدای بزرگ هست
جون حاجی قلقلکمون نده داغون داره می شه همه چی شما یک چیز های دیگه می فرمایین
حاج اقا: هر چی مونده طلب هست برین بگیرین از قبض اب و برق گرفته تا اقساط وام کارخونه های تولیدی هر کس هم التماس کرد گفت ندارم یا حسین بگین و بندازینش زندان
به پیر زن پیرمرد ها هم رحم نکنین ماپولهامون را از سر راه نیاوردیم که اتیش بزنیم که
کارمند ها را هم حسابی سر کار بزارین
توی خیابون هم بساط جشن نیکوکاری راه بندازین شاید تونستیم خزانه را پر کنیم این عربها هم چیزی دیگه بهمون نمی دن چقدر گاز و نفت پیش پیش کردیم اما نامردها یک قرون هم پول نریختن تو حساب
راستی شکر ها چی شد کسی دیگه شکر مفتی نمی ده نزول تو نزول کنیم
نه حاجی همه چی رسیده ته ته
حاجی : توی رادیو یک چند تا مراسم تشییع شهدا اعلام کنین و چند تا هم خبر فلسطین شاید مردم حواسشون پرت شد درضمن جنگ ابی قرمز یادتون نره کنکور و ازدواج و مسکن و سربازی و ترافیک را هم مثل همیشه بیشتر کنین ان شالله امسال هم مثل هر سال یک جوری رد می کنیم
نه بابا حاجی این کار ها مال قبلا بود دیگه این کارها هم جواب نمی ده
اما یک راه مونده حاجی می دونی چیکار بزنیم توبیراهه بی خیال دنیا
حاجی راستی دختر عربه را طاق زدی با چند تا بشکه نفت اخر معاملتون شد
نه بی معرفت نصف فروش اتانول را هم می خواست نمی صرفه
چرا نصرفه حاجی جون من برو بگیرش دنیایی داره ها و ......................
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 12:37 بعد از ظهر توسط وحید |
| ||||||