اینکه در جامعه ایران نبود یک استراتژی فرهنگی و اجتماعی که همه قشر های جامعه بتونن قبولش داشته باشن همیشه احساس شده و یک زخم قدیمی هست اما در این بین وجود خانواده به عنوان مهمترین قسمت ایجاد و تولید فرهنگ نقش مهمی در حرکت جامعه ایران داشته
مهمترین مشکل خانواده های ایرانی نداشتن رهبر های خانوادگی هست رهبرهای خانوادگی مهمترین نقش را در ایجاد و متحد کردن گروه های یک قوم دارند این رهبر ها با قدرت کلام و نفوذ بر اعضای تک تک خانواده های زیر مجموعه می تونن در جهت ایجاد مای گروهی و حرکت های گروهی نقش مهمی داشته باشند
در ایران مراسم های گروهی از قبیل ختم انعامها نذورات مراسم های مذهبی مثل عاشورا تاسوعا جشن ها و عذاداری ها بزرگترین قسمت از حضور رهبر های خانوادگی را تشکیل می دن
قدرت رهبر های خانوادگی در خارج از ایران انقدر زیاد هست که معمولا در لیست شرکت های بزرگ که دنیا را تسخیر کردند ما با رهبران خانوادگی مواجه میشم که این رهبر ها با تمام وجود قوم و افراد هم خونشون را حمایت می کنند و در صورت بروز مشکل لحظه به لحظه در جریان قرار می گیرند و با تمام وجود در جهت حل مشکل گروه حرکت می کنند
پس از انقلاب سال ۵۷ ایران و پس از هیاهوی جنگ و بازسازی نبودن رهبر های خانوادگی و نبود الگوی حرکت این گونه رهبران باعث شده تا رهبران سیاسی قدرت بیشتری به دست بیاورن و وضعیت نا بسامان فعلی در زمینه اقتصادی و سیاسی را بوجود بیاورن
طرح سیاسی فرهنگی که الان رهبران خانوادگی را نشون گرفته باعث از بین رفتن خانواده های بزرگ میشه و واقعا دست پلید گروه های سیاسی توی این کار دقیقا حس میشه
به هر حال به علت عدم وجود بنیاد های مالی و حمایت های دولتی از این رهبران خانوادگی هر روز شاهد کم رنگ شدن نقش این افراد در این گروه ها و به طبع پررنگ شدن نقش رهبران سیاسی هستیم تمام اصناف بازار گروه ها شرکت ها در داخل ایران معمولا توسط گروه های سیاسی غیر همخون اداره میشن که این کار چیزی جز در گیریهای داخلی و پایین بودن بهره وری حاصلی نخواهد داشت
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 7:6 بعد از ظهر توسط وحید |
دیدی گفتم حواست باشه ورپریده باز گوش ندادی
دیدی گفتم بچه جون هر کاری حساب کتاب داره هر کاری قانون داره افرین که بلد شدی
این دو جمله اول پی ام بود به خودش و خودم اما این خودش کی هست این خودم کی هست براتون میگم
برگردیم به خاطرات شونصد قرن پیش وقتی فینگیل بچه بودم همیشه توی بازی ماشین بازی من رییس یک کارخونه ماشین سازی بودم با یک عالمه کارگر که طرح های جدید می دادن ومن هم نوک نوک اون شرکت بودم و مثلا رییس
و کل تولیدات اون کارخونه چهار تا دونه ماشین پلاستیکی خوشگل بود که با عرض معذرت نیروی محرکه این ماشین های جادویی نخ سفیدی بود که از جلو بهشون وصل کرده بودم و هی می کشوندم این ور و ان ور
اون موقع همیشه فکر می کردم ساختن و مدیریت چهار تا دونه ماشین که کاری نداره بابا برو توی فکر فرستادن موشک به کره مریخ !!!!! الله اکبر ببین بچه اروم میشینه حالا
یادش به خیر اما این طرز تفکر حالا که مثلا پشت لبمون سبز شده باز ولم نمی کنه حالا نه به اون شوری شور و نه کارخونه ماشین سازی !!!!!!! در حد یک تحول فرهنگی اجتماعی زناشویی کافیه
و اما خرابکاری که ازش می خوام حرف بزنم توی جمله پایین خلاصه نمیشه اما خوب در مکان های عمومی بیشتر از این نمیشه گفت عیب داره !
نفس ها حبس میریم ۴ متری البته ورود فقط برای اقایون مجاز هست خانمها با چادر اشکالی نداره البته اگر پوشیه بزنن
برو بریممممممممممممممممممممم شیرجه
اخ اخ یادم رفت از حاج اقا صیغه نومچه را بگیرم الان داخل استخر تمام اب های مکروه هی می خوره به تن من روز قیامت را چیکار کنم
خانمها تشریف ببرین بیرون تا اطلاع ثانوی هیچ گونه ارتباط ابی استخری با هیچکدوم نمی تونم برقرار کنیم حاج اقا نمی زاره
حاج اقا گفته صیغه نومچه را با سنجاق قفلی باید متصل کنیم به اب روان که نوشته های صیغه نومچه با اب در تماس باشه اون وقت همه به هم حلال هستن
حالا فهمیدین موضوع چی بود بگذریم زیاد کشش ندیم
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 5:0 بعد از ظهر توسط وحید |
| ||||||