این روزها بحث ازدواج موقت انقدر روی بورس اومده که به خود من هم القا میشه جون عمه مبارک تمام مشکلات می خواد حل بشه
نمی دونم رکود مسکن و رکود شغل و بازار سرمایه چرا منجر به رکود بازار ازدواج شده در هر صورت به عنوان یک فرد بی طرف و مجرد چند تا نکته هست که بد نیست بگم
اول اینکه بازارگرمی خانمها و بریدن گوش اقایون با هر قیمتی و مهریه های انچنانی و خلاصه هزار تا ترفند ماهرانه که خانمها خوب بلدن( البته به جز درصد محدودی) با این تکنیک به طور کاملا حرفه ای برداشته میشه
باید یک فرقی بین ازدواج و خریدن۱۰ کیلو سیب زمینی وجود داشته باشه یا نه .
البته من مطمئن هستم این قانون به درد مجردها نمی خوره چون مشکل اصلا مجردها نیست یکی از نماینده های زن مجلس انقدر از این موضوع ناراحت شده بود که از پشت رادیو داشت گلوی وزیر کشور را تیکه تیکه می کرد
من هم بودم شاکی می شدم به یک دلیل چون رقبا زیاد میشن ان وقت هم باید ارزون حساب کنی هم سرویس بهتر بدی ان وقت بازار عشوه و ناز و نمی خوام و امشب نمی تونم و باید فلان چیز را بخری تا فلان کار را بکنم و همه بر باد فنا می ره و این یعنی خلع سلاح کردن زنهای ایرونی
تازه بعد از این ماجرا مردها می تونن بفهمن عاشق خود خود زنشون هستن نه ان یک ساعت کار باحال شبانه
درسته که اصول شبانه کانون گرم خانواده از قانونمندی می افته و هزار تا درد بی درمون دیگه اما بهتر است اینجوری بگیم که التماس های شبانه اقایون به خانم های محترمشون کم میشه و این یک برگ برنده هست برای اقایون
جای فک زدن زیاد و به اصطلاح مخ کوبی راحت با مراجعه به اولین باجه شهر نو و پرداختن اندکی پول به رسم نفقه البته مشکل حل میشه و به جای خوی حیوانیت (به قول خانمها ) اقایون با خوی عشق و محبت داخل منزل میرن (مسخره از نظر اقایون )
خودمون را گول نزنیم ادم عاشق یک نفر توی یک ساعت نمی تونه بشه فقط می مونه ان حال و هوای خاص که به نظر خانمها چیز مسخره ای هست و اصلا مهم نیست و نباید اقایون با این حال و هوا همسرشون را دوست داشته باشن پس اگر این حس مسخره هست باید خارج از کانون گرم خانواده ارضاش کرد
می دونم موقع خوندن این سطرها الان امپر خانمها بالا رفته و برعکس اقایون داره سوت و کف می زنن اما اقایون برای شما هم دارم
اقایون محترم لطفا اندکی درویش باشین و اینقدر چشمهای مبارکتون دنبال این هوسرانیها نباشه بی زحمت تشریف ببرین توی تولید و علم که انقدر کشورمون رفته ته جدول از نظر همه چی ادم روش نمیشه به یک خارجی بگه ایرانیم و از ایران اومدم
حالا قرمز شدی باز فکر این چیز ها باش از ان مغز وامونده ات این چیزها را بریز دور
جناب وزیر این چیز ها نه قانون می خواد و نه بحث راستی نگفتی پول نفت ها چی میشه !!!!!!!!!!!!!
ادمهایی که عاشق هم هستن نه خریدو فروش می کنن نه گرو کشی نه منت .این را گفتم که بدونی اگر یکی از این سلاحها را به کار می بری تو عاشق نیستی تو دلال جسمت هستی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 7:46 قبل از ظهر توسط وحید |
دارم طرحم را اجرا می کنم
گوش کن ترسیم کن
یک اتاق که هم دیوار هاش هم سقفش همه اهنی هست و راه ورودیش فقط یک دایره هست به قطر یک متر که اگر بخواهی داخلش بشی باید اول یک پا و گردنت را داخل ببری و بعد پای دیگه و بقیه تنت را
. ارتفاع تا سقف انقدر کوتاه هست که چند سانتی بیشتر نمونده تا سرت به سقف بخوره
همه جا ه رنگ سفید هست هیچ رنگی نیست به جز لباسهات که سفیدی اتاق اهنی را به لجن کشیده
نترس این صدای قدم زدن من هست که اینقدر فضای اتاق را ترسناک کرده نترس !!!!!!!!!!
یک لامپ سفید و پر نور و صدای یک هواکش قوی کل وسایل این اتاق هست
این اتاق تفکر من قرار هست باشه جایی که با دنیا ارتباط نداره و هیچ پنجره ای به بیرون نداره
هیچ صدایی نیست جز صدای یک هواکش قوی
هیچ رنگی نیست جز سفیدی هیچ مزاحمی نیست جز خودم
من قرار هست کل زندگیم و کل تفکراتم را توی این اتاق برنامه ریزی کنم یک خوده ترسناک هست ولی امکانش هست حرکت بزرگی در راه هست و مبدا این حرکت از همین اتاق کوچیک فلزی داره شروع میشه
خبر های بعدی بعد از اولین جلسه با خودم
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 2:54 بعد از ظهر توسط وحید |
| ||||||