بابا دم این سیاسیون محترم گرم علتش را توی این متن زیر بخونین
تشریف برده بودم دستشویی یکی از این مساجد محترم تهران که از دست فشار های جسمانی راحت بشم و یک کمی دنیا را رنگی ببینم بعد از اینکه کارم تموم شد و داشتم می امدم بیرون تابلو اعلانات مسجد از دور حسابی جلب توجه کرد
من که توی دانشگاه پاتوقم خوندن این تابلو ها بود حسابی جو گرفتم و رفتم جلو تا ببینم روی تابلو چی نوشته
خشکم زد سه تا برگه رنگی توی اعلاناتش بود :
اولی در مورد این بود که غیبت نکنین دروغ نگین اگر فلان کنین اونجوری میشین خدا در پل صراط بهتون گیر میده و از این حرفها
دومین برگه در مورد ساده زیستی پیغمبر نوشته بود و چه جوری زندگی می کرد غذاش چی بوده و چه جوری به بقیه کمک می کرده و از این ماجراها
تا اینجاش زیاد برام عجیب نبود اما برگه سوم که بدجوری تمام عصب های حسیم را به هم ریخت به این مضمون بود
نوشته بود چند تعریف : شکاف هسته ای یعنی ...... انرژی هسته ای یعنی ..... اب سنگین یعنی ........ و خلاصه یک کلکسیون از اطلاعات هسته ای و علمش را توضیح داده بود
من که موندم اینجا مسجد بود یا پایگاه همون یک صدم یک درصد ایرانیها
درسته اخه ادم همه چی را با همه چی قاطی بکنه توی دانشگاه همه حرص علم را می زنند ان وقت دو زار بودجه نمی دن که یارو تحقیقاتش را تموم بکنه عوضش جاش اردوی شونصد هزار نفری بسیجیان محترم را ترتیب می دن
ان وقت توی مسجد در مورد شکاف هسته ای و راکتور ها و این مفهومات بحث میشه
عجب اوضاعی هست عجب قمر در عقرب
سیاسیون ما در طمع مال بیشتر و قدرت بیشتر همه چیز را دارن له می کنند حتی مسجد ها را
خدا به خیر کنه
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 7:47 قبل از ظهر توسط وحید |
| ||||||