تبليغاتX
وحیدم همان وحید همیشگی

وحیدم همان وحید همیشگی

خلاصه نمی شود کرد

مکان یابی موضوع :تهران چهارراه ولیعصر تاتر شهر

نمی دونم تا حالا توی این تاتر های چهارراه ولیعصر تهران رفتید یا نه نمی دونم ان طرف اب هستید یا توی این طرف اب اما یک حس عجیبی توی این چند سالن اصلی تاتر شهر هست که راستش با تمام حس های توی ایران فرق داره

از تماشاچی هاش گرفته تا دیالوگ روی صحنه ها همه بدجوری ذهن ادم را تسخیر می کنه رنگ سیاه  تمام دیوار ها راپوشونده حتی قبل از ورود به سالن اصلی وقتی داری به سمت در ورودی تاتر وارد میشی انگار به مریخ داری می رسی احساس عجیبی هست می دونی می خواهی به جایی وارد بشی که از بوق و غرغر و کنایه و غیبت خبری نیست

یک جایی که بهش میگن تلفیق فکر و  نور و صحنه و صدا و تصویر و موسیقی مجذوب ادمها میشی همون ادمهایی که ممکن هست اگر توی خیابون ببینی خیلی راحت با چند تا اظهار نظر اینجوری از کنارشون رد بشی :

اه اه دیدی چقدر زشت بود - سبیلهاش رو نگاه مرتیکه یاد زمون ناصرالدین شاه افتاده - چقدر مانتوش تنگه- بدبخت چقدر گرفتاره - این خودشه - یارو شوته ها - چلمبه سگش را نگاه کن - عجب تیپی یا صد تا جمله که ادم وقتی توی خیابون رد میشه توی ذهنش رد میشه

اما وقتی توی تاتر میشینی انگار دوست داری در مورد هیچ کس توی دلت حرف نزنی راحت قبولشون می کنی می دونی حتما چیز های مثبتی داره که تو خبر نداری و می دونی که خیلی زود باهاش اشنا میشی کمتر از چند دقیقه خیلی زود با بازیگر ها اشنا میشی

همون که فکر می کردی چقدر بیحاله تازه فهمیدی دنیایی از انرژی هست همون زنه که اول تاتر دیدی و زیاد چنگی به دل نمی زد تازه می فهمی چه مغز عجیبی داره

موسیقی عجیب تاتر انگار با تمام موسیقی های دنیا فرق داره و نور های رنگارنگش انگار با بیرون خیلی فرق داره

و بعد از چند لحظه با صدای دست زدن تماشاچی ها می فهمی که همه چی تموم شد و باید به دنیای واقعی برگردی و باز صدای بوق و ماشین و رهگذرهایی رنگارنگی که هی مجبوری توی دلت در موردشون قضاوت کنی

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1385ساعت 7:29 قبل از ظهر توسط وحید |


هیچ وقت امید را از کسی نگیر شاید این تنها چیزی باشه که براش مونده . این جمله را یکی گفت و شدیدا هم درست گفت

یک سری از ادمهایی که شب تا صبح دور مون مثل چرخ و فلک دورمون  می چرخن یک سره همش میگن نمیشه نشد می دونم نمی تونم می دونم نمی تونی معلومه بابا چرا بشه  اصلامگه ماها می تونیم مگه کار ماهاست و با اولین نقص کوچیک کار میگن دیدی نشد دیدی گفتم سخته دیدی دیدی همین الان دارم این جملات را می نویسم سرگیجه گرفتم وای به حال شنیدنش  ؟؟؟؟؟؟//

ادم اگر یک خوده هم شجاعت داشته و یک خوده هم امیدمطمن باشید درو می کنه  هر چی که بخواد اما اینکه اطرافیانت چقدر توی این طوفان زندگی خنجر بهت بزنن یا مرهم باشن این هست که یک ادم را انیشتن می کنه یا بقال سر کوچه  .البته خیلی ها هستن سوت می زنن در برابر این جور افکار اما تا کی میشه سوت زد .

ادم خوبه شجاع باشه ولی اگر هم شجاع نبود لااقل در ظاهر نشون بده شجاع هست .کمکککککککککککککککککککککککککککککککککک . از این ادم های ترسو وحشت دارم از این ادم های ناامید وحشت دارم .

 ایها الناس ایرونی ها از سنه قل قل میرزا به شجاعت و امید و دلیری و بی باکی مشهور بودن حالا پیش استاد دانشگاهش میری تا بقال سر کوچه همه زدن سیم اخر میلیاردش ها سر اینکه مالش را از دست ندن همش توی هراس هستن و بی پولها سر اینکه مال بدست بیارن همش توی هراس و وحشت . کار خونه هام که پیش کش همش ترس دارن مالیات زیاد نشه بیمه نیاد کارگر افغانی ها را کسی نفهمه جنس چینی نیاد دولت نیاد در کار خونشون را ببنده

خلاصه توی این گرداب ایران دو تا چیز داشته باشی رفتی توی قطار موفقیت یکی شجاعت دوم امید برو بریم ببینیم پست بعدی چی از اب در میاد

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 6:25 قبل از ظهر توسط وحید |


موقعیت : تهران - ایران   روز:پنج شنبه ۱۳/۷/۸۵        ارادتمند : وحید          موضوع وبلاگ : توهم های  ذهنی

و اما امروز :

اصولا یکی از دوستان بنده که خیلی هم ارادتمند افکارشون هستیم جملاتی پرتابیدن در مورد اینکه خیلی از ادمها تیپشون تیپ خداحافظی هست یعنی اینکه

وقتی دیپلمه میشن با بچه های دبیرستان خداحافظی می کنن وقتی دانشگاهشون تموم میشه تمام دانشگاه یادشون میره و وقتی ازدواج می کنن از خانواده خداحافظی می کنن و پشت سرشون را هم نگاه نمی کنن و وقتی ازدواج می کنن از همسرشون خداحافظی می کنن بعد ش هم از شهر بعدش هم از کشورشون و خلاصه اخر از دست خودشون

خلاصه کلی با هم نقد و بررسی کردیم دیدیم جریان جریان بدی هم  نیست که این روز ها البته خیلی مد شده حداقل برای ادمهایی که میل به جلو رفتن دارن بهترین راه حل برای رهایی از ادمهای عقب مونده می تونه باشه . 

خیلی ها به این نوع تیپ میگن ادمهای تازه به دوران رسیده خیلی ها بهش میگن ادمهای سو استفاده چی که مثل زالو یک دوران با یکی هستن بعد که کارشون تموم میشه حاجی حاجی مکه .و خیلی ها میگن ادمهای اهل ترقی .

وقتی تو هر لحظه در حال پیشرفت باشی و دوستانت همیشه در حال در جا زدن پس یا باید افکار پوسیده انها را هی با زور باقلوا و نوشابه تگری بده پایین یا انها را کمک کنی که ان چیز هایی که تو بلد شدی انها هم یاد بگیرن یا  بی خیالشون بشی

حالا خیلی ها میگن ادم هر چقدر پیشرفت کرد نباید دوستانش یادش بره و خلاصه کلی از این نصیحت های پدر گونه که ادم یاد عمه خانم می افته

البته همیشه یک نفر هست  که همیشه با ادم هست خیلی ها بهش می گن خدا خیلی ها بهش میگن خود ذاتی خیلی ها بهش میگن وجدان حالا هر اسمی که روش بزارین .

پست های جدید من بعد از یکسال شاید به این معنا باشه که درسته ادم یک مدت یک جایی نمی نویسه و مثلا جون عمش خداحافظی می کنه ولی عین همون یک سال همش دلش قیلی ویلی میره که کی دوباره شروع  به نوشتن کنه و بهترین روز شروع هم ممکن سالگرد تولدش باشه

 و با اجازتون نزول اجلال تنم به باغ وحش این عالم دقیقا امروز هست

مبارکم باشه

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 8:4 قبل از ظهر توسط وحید |


با سلام مجدد احتمال داره فقط احتمال داره به دنیای نوشتن باز سلامی کنم

شریعتی هگل مارکس انتومی رابینز و لیلی و حسن و محمد و اصغر  و ... بنده امدم باز

مهملات گفتن باز شروع شد اما فقط با یک شرط که بعدا خواهم نوشتید

علتش اصلی امدنم هم تهدید جناب رییس کل بلاگفا بود که تهدید  می کنه می خواد وبلاگهایی که ۴۰ روز بیشتر از اپ کردنشون می گذره  را حذف کنه

من هم جزو ان دسته از ادمها م که خدا نکنه کسی حالم را بگیره انوقت .... نه بابا زورش را هم نداریم که بزنیمش و....

دوستان بسیاری در یک مدت طولانی همگام بودند و یک دوست جدید که یکی از علل از سر گرفتن این وبلاگ ایشان هستن و ان هم اسمش تعقل هست

چند تا کلمه :

فیلیپی پر پر - فیلیپی ثانویه پرپر - وجدانت پر پر - خودم هستم برو بریم . 

غلام قمر ما را طلبید ما هم استجابیدیم اما چرا سه پست اخر حذف شد بماند ...... حالا اصلا کسی نمی دونه که سه پست چی بوده

در میان انبوهی از نامه های رسیده به پست باکس اینجانب (منظورم یک نامه بود) عامل اصلی برگشت اینجانب فقط یک جمله بود

 

مهم نیست که اقیانوس بزرگی باشید یا یک برکه کوچک

اگر زلال باشی عکس خورشید را در درون خود خواهی دید .

منتظر باشید یک سال گذشته و دنیا کلی عوض شده .

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 4:31 بعد از ظهر توسط وحید |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

حرکت کن دنیای واقعی بزرگتر از توهم های کودکانه است بخواه و انجام بده شکست بخور تا طعم پیروزی برایت قشنگ تر شود خود خودت باش مثل همیشه


صفحه نخست
پست دونی



خزعبلات قبلی

مرداد 1388

بهمن 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384



چسبیده ها

وقتی کلیک می کنی اینجا نیتت برام مهم هست
...


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin