سلام راستش دیروز داشتم کارهام را انجام می دادم حوالی تعطیل شدن مدرسه دخترانه تو یک ساندویج فروشی بودم برای ناهار خیلی برام جالب بود خیلی . انبوهی از پسرهای ۱۷ ۱۸ ساله با انواع و اقسام مدل ها هی رژه می رفتند گروههای سه نفره چهار نفره یکی سوت می زد یکی متلک می گفت یکی با موتورش ویراژ می داد دخترها هم بعضی هاشون که حرفه ای تر از پسرها بعضی وقتها یک جوابهایی بهشون می دادند که ادم اب می شد راستش خیلی دلم براشون سوخت اخه می دیدم از سر نااگاهی این کارها را می کنند می دیدیم طرف هنوز فرق دست چپ و استش را بلد نیست فکر می کنه مردی یعنی این کارها من نمی گم که این کار بد هست ها نه ولی روش کار واقعا اصلا خوب نیست چرا دولت ما مثل همه دولتها مراکز دوست یابی نمی ذاره مگر ادمها به هم احتیاج ندارند مگر دولت این صحنه هایی که ما می بینیم را نمی بینه بعضی وقتها می بینم مثلا خانمی داره خیلی سریع می ره مثلا جایی تو همین گیر و ویر یک پسر هشتپلکو که نه سواد حسابی داره نه پول حسابی با یکشلوار جین که حتما از پسر همسایه قرض گرفته مثل قرقی خانم را تعقیب می کنه خوب این یعنی چی ؟؟؟ یعنی اینکه ان پسر یک احساس داشته که کسی بهش توجه نمیکنه ان هم این روش را انتخاب کرده راستی بچه ها شما چه روشی را برای دوستی انتخاب می کنین برام نظر بدین / اگر سنتون بالا هست مثلا ۴۰ یا ۵۰ باز هم برای انتخاب جنس مخالفتون شلوار جین می پوشین می افتین تو خیابونها یا میلتون را سرکوب می کنین یا میگین همه اینها کشک است نون کجاست برام بنویسین نظرهاتون را یا تلفنی پیغام بزارین +۲۱ ۵۹۳۹۱۴۰
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم فروردین 1384ساعت 8:47 قبل از ظهر توسط وحید |
سلام راستش دیروز یک اتفاق با مزه برام افتاد حیفم نیومد براتون نگم دیروز خسته و کوفته داشتیم از رو پل عابر پیاده با دوستم می رفتیم در مورد مسایل روزمره با هم حرف میزدیم چشممون روی پل عابر پیاده به یک گدا ی زن افتاد که روی زمین نشسته بود وداشت حساب کتاب می کرد عجب گداها هم حساب کتاب دارند پول ها را ریخته بود روی زمین و هی دونه دونه بر می داشت همه جور اسکناسی داشت ۵۰ تومانی ۱۰۰ تومانی مچاله شده نو خلاصه حسابی سرگرم بود من با دوستم رفتیم جلو دوستم به گدا گفت به من هم کمک کنین یک پولی هم به من بدین فقیرم و بعدش زد زیر خنده بعد زن گدا یک ۵۰ تومانی را از بین پولهاش برداشت و به دوست من داد من از تعجب شاخ در اوردم بابا عجب گدای لارجی گدا به این همه بذل وبخشش نوبر هست اصلا پول خرد هم نداد ۵۰ تومن براش پول خرد بود انجا بود که فهمیدم باد اورده را باد می بره و یا رب مبادکه گدا روزی معتبر شود
یک شعر قشنگ
زنغمه تا خدا یک کوچه راه است بر این حرف بلندم نی گواه هست
راستی نظراتتون مثل یک فانوس برای ادامه کارم هست من را محروم نکنین از عشقتون مرسی و بای
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام فروردین 1384ساعت 8:9 قبل از ظهر توسط وحید |
سلام امروز یک شعر قشنگ براتون پیدا کردم امیدوارم خوشتون بیاد
ارغوان شاخه خونین جدا مانده زمن اسمان تو چه رنگ است امروز
افتابی است هوا یا گرفته است هنوز من در این گوشه که از دنیا بیرون است
اسمانی به سرم نیست از بهاران خبرم نیست انچه می بینم دیوار است
اه این سقف سیاه انچنان نزدیک است که چو برمی کشی از سینه نفس
نفست را برمی گرداند کوسویی زچراغی رنجور ظلمت نشین شب تنهایی است
نفسم می گیرد که هوا هم اینجا زندانی است
راستش هر روز صبح تا میام فکر کنم چی تایپ کنم دست خودم نیست دکمه ها خودشون تایپ می کنند این شعر را برای کسانی نوشتم که بعضی وقت ها برای چند ثانیه کسی را می بینند و انگار که چند سال همدیگر را می شناسند انگار با هم بزرگ شدند و بعد از چند ثانیه از هم جدا می شن انگار سالهاست که با هم اختلاف داشتن حتما شما ها هم به این درد مبتلا شدین تو محل کار خیابون دانشگاه بعضی وقت ها کسانی را دیدین که بعد از چند ثانیه بهش عادت کردین و بعد از چند ثانیه ان هم بهتون عادت کرده .....
کاش یک دستگاهی بود که قلب ادم ها را نشون می داد به امید دیدار تا فردا
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1384ساعت 8:6 قبل از ظهر توسط وحید |
راستش چند وقته تو دنیای وبلاگ نویسی این وبلاگ محمد علی ابطحی من را کشته http://www.webneveshteha.com/weblog/
می دونین چرا حالا می دونم بابا اخوند و یک اشتباهی کرده اخوند شده ولی یک چیزش باحال است ان که خیلی خودمونی وباحال می نویسه ولی حالا ممکن همه بگن بابا یارو زغال فروش هست خوش رنگ و اب کرده خودش را شاید ولی اگر خر همون است پالونش را عوض کردن را یادمون نرفته باشه بهتره بگیم عجب خر باحالی هست
ولی جدی ادم باحالی هست در مورد والنتایم هم نوشته بود شاخ در اوردم جون تو باهاش می خوام قرار بزارم بریم کافی شاپ گیتار بزنیم باحال می شه نه بچه ها یک چیز یعنی اگر مثلا همین فردا می گفتن هر کی تی شرت تنش هست رییس جمهور باشه شما بعدش هر کی تی شرت تنش بود را باید فحش بدین نه بابا باید عقایدش رافحش بدین نه دکوراسیونش را یک چیز باحال بگم چند وقته شدید دارم رساله ها را می خونم از خنده مردم جون تو اینقدر می خندم ها از صد تا کتاب جک بیشتر خندم می گیره یارو می گه هر وقت رفتی تو توالت باید انگشتت را بکنی تو فلان جات تا مباح شی اخه حاج اقا اینجا شهر است نه دهاتتون که فکر می کنی همه اینجا خنگن نه بابا این جا شهر است و همه انقدر شعور دارند که بفهمن این را تو برای خر کردن مردم می نویسی که پروژه ها را به اقازادت بدن نه بابا این امامزاده شفا نمی ده می خواهی نفت بخوری بخور عیب نداره ولی لااقل نگو همه نمی فهمن رساله یعنی توهین به عقل همه انهای که می تونن فکر کنند ولی تو جاشون فکر می کنی برو تو همون دهاتتون پیش انهایی که نه سواد دارند و نه شعور از انها بره بساز بعدش گوسفندشون کن بعدش هم بکش برای رضای خدا ما نیستیم داداش امروز سیاسی نوشتم فردا در مورد یک گزارش خیابونی باحال می نویسم وحید جون تلفن پیام گیر من پیغام بدین گوش می کنم و شماره بدین زنگ می زنم +۲۱ ۵۹۳۹۱۴۰
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم فروردین 1384ساعت 8:35 قبل از ظهر توسط وحید |
انواع فحش :
این مقاله خیلی برام مهم است چون چند وقته می خوام درباره فحش های تو تهران چیزی بنویسم جاش پیدا نمی شه حالا جاش را پیدا کردم اول هم از همه معذرت می خوام چون خیلی رک نوشتم خانم ها می تونن این قسمت از وبلاگم را نخونن فحش های تهران را از نظر شدت باید به سه بخش تقسیم کرد
۱ - فحش های خوار و مادر
۲ - فحش های سوسولی
۳- فحش های معمولی
۴ - فحش های مدرن
فحش های خوار و مادر راستش چند وقته طرفدار زیاد پیدا کرده دلیلش هم کاربرد راحت و ارزان ان هست مخصوصا برای قشرهای متوسط و پایین جامعه علتش هم خنک شدن دلشون هست مثلا وقتی طرف می بینه حقوقش به حد نصاب نمی رسه دو تا فحش می ده و خیالش راحت می شه دیگه شماها تو تاکسی زیاد نشستین راننده تاکسی ها هم پشت چراغ قرمز زیاد به کار می برن علتش هم راحت بودن کاربردش هست حالا من نمی دونم چرا شعر که همون معنی را می رسونه به کار نمی ره علتش باید فرق بین تعداد کلمات باشه مثلا طرف وقتی همه ماه کار می کنه و باز حقوقش کفاف زندگیش را نمی ده می تونه این شعر را به کار ببره که از حافظ هم هست :
بی مزدو بودو منت هرخدمتی که کردم یا رب مبادکس رامخدوم بی عنایت
ولی جای شعر به این طولانی مثلا می گن کسکش ها یا مثلا مادر جنده ها مثل سگ پادو می زنم اخر هم به جایی نمی رسم
حالا من چند تا از مهمترین فحش های رایج این قسمت را طبق بندی کردم می نویسم توضیح اینکه وبلاگ جای عقیده ازاد هست خلاصه دوستان می بخشند اگر کلمات رکیک هست
۱ - کسکش ۲ - بچه کونی ۳ - مادرجنده ۴ - خارکسه ۵ - کونی ۶ - مادرگاییده ۷ - کیرم تو دهنت ۸ - دهن گاییده ۹ - خواهر جنده و.... از بقیه بچه ها که تخصص تو این کار دارندخواهش می کنم فحش های جدیدشون را بدن و کاربردش را .البته من تا قبل از چند سال پیش فکر می کردم این فحش ها معمولا اقایون به کار می برن ولی حالا نظرم کاملا عوض شده چون کاربردش را هم تو بعضی خانم ها دیدم
۲ - فحش های سوسولی
این گونه فحش ها بیشتر بین دختر پسرها و بین دختر ها رایج هست و بیشتر جنبه محترمانه داره البته بین خانم ها هم کاربرد زیادی داره برای لوس بازی عشوه ناز احساسات کوتاه به کار میره دلیل کاربرد زیاده ان هم قشنگ بودن کلمات به کار برده شده هست در بعضی وقت ها جای عشوه و ناز به کار می ره از رایج ترین این فحش ها چند تاش را انتخاب کردم که براتون بگم
۱ - بی شعور۲- بی ادب ۳ - بی تربیت ۴ - بچه بد ۵ - خیلی لوسی ۶- احمق ۷ - عوضی (البته این فحش بین فحش های سوسولی و خوارومادر هست که ما به دلیل بررسی های طولانی جزو این طبقه اوردیم )
۳ - فحش های معمولی
که خیلی رایج هستند و بدون هیچ مشکلی روزها رد و بدل می شن و جزو کلمات روزمره شده کاربردش هم زیاد و غیر قابل انکار هست که از قدیم الایام کاربر دداشته
مثل عجب خری هست ۲ - گاو ۳ - گوساله ۴ - تاپاله۵ - خرسنبگ ۶ - خاک تو سر و ..
۴ - فحش های مدرن
که واقعا نسل جدید فحش ها می باشد با حضور اینترنت و کامپیوتر این گونه فحش ها هم رشد زیادی کرده و حاصل تلاش ادمهمای زیادی هست که شب و روز روی ساختن ان کار می کنند سازنده های ان هم معمولا جزو افراد باهوش حساب می شن مثل اس مغز -اس -خرباقالی - اوشتنگ - اب هویج - لاپایی - کون تپل - کس مغز - سه پایه - و...
حالا شما جزو کدوم دسته هستین و بیشتر کدوم فحش ها را برای کارهای روزمره تون به کار می برین من می دونم شما حتما جزو یکی از چهار دسته بالا هستین حداقل اگر سر زبون نمیارین تو دلتون می گین برام نظر بدین تا بدونم نتایج تحقیقاتم درست بوده یا نه مرسی و بای وحید جون صبح جمعه تهران
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم فروردین 1384ساعت 8:16 قبل از ظهر توسط وحید |
شرایط افرادی که اجازه ورود به دنیا دارند بدین قرار است
۱ - قمپز
قمپز یا به قول امروزی ها کلاس گذاشتن چند وقت خیلی باب شده یعنیوقتی تومغازه بقالی هم میری باید اول بگی سلام جفری ( اگر اسمش مثلا جعفر باشه ) ان هم می گه سلام کامی خلاصه باید تیپت کلامت سوسول باشه تا بگن طرف اره اگر خانم باشی باید به ناچار دکمه های مانتو را با زور اچار و پیچ گوشتی ببندی و تازگی هم مد شده برای حضور در خیابان به ناچار باید سه منطقه عمومی سر و پاها و سینه را به نحو بارزی بیرون انداخت نا خلاصه اقا پسر ها هم تحت تاثیر قرار بگیرند و یک شوهری برای حاج خانم گیر بیاد اگر ماشینت ژیان هم باشه برای قمپزباید بهش سپر بنز بندازی که بگن طرف خارجی هست یادم هست روز اول دانشگاه که بچه ها امده بودند همه مثل یک بچه مثبت بودند بی خیال این چیزها ولی چشمتون روز بد نبینه که بعد از چهار سال چی شد قمپز فروشی صداقت شد قمپز تورستورانها هم هست طرف اب و سبزی و یک مشت ارد را با هم قاطی می کنه میگه غذای امروز رستورانهای چین همین است یک اسم هم روش می ذاره یکی ندونه فکر می کنه همین الان رییس جمهور چین هم داره این غذا را می خوره فقط کافی هست اولین قاشق را ازش بخوری تازه می بینی همش قمپز بوده نه چیز دیگه قمپز تو کارمندهای دولت هم هست وقتی مثلا کارت بهشون گیر هست می ری بهش می گی سلام سرش را با یک حالتی میاره بالا که انگار دویست سال هست که ازت نفرت دار ه و حداقل یک بار همدیگر را کشتین بعدش هم با یک حرکت کوتاه ورزشی سری تکون می ده یعنی اینکه حرفت را بزن شما هم با کلی اب و تاب مشکلتون را می گین و کلی قصه و ماجرا چند تا جک هم زمینش می کنین که شاید کارت را را ه بندازه ولی اخرش با یک قمپز کارمندی می گه نه نمی شه یا طبق قوانین من نمی تونم یا نمی دونم یا خلاصه ان وقت می فهمی که طرف داره قمپز کارمندی میاد دیروز با یک افغانی داشتم بحث می کردم سریک موضوع دیدم حواسش جای دیگه هست فهمیدم افغانی ها هم اره قمپز دارن حالا چند تا از قمپز ها را پایین براتون می نویسم اگر حتی یکی از انها هم به شما نمی خوره ورود شما به ئنیا ممنوع بوده و باید سریع برگردین
۱ - قمپز معلم ها = ندادن نمره بی هیچ دلیل و مدرک چون خوشش میاد
۲ - قمپز ساستمدارها = ندادن ازادی چون خوششون میاد
۳ - قمپز راننده ها = ندادن بقیه پول یا گران حساب کردن که بگن ما هم هستیم
۴ - قمپز کارمندی = تکون دادن سر تا حد امکان کم
۵- قمپز مسوولین مترو =باتلفن حرف زدن موقع دادن بلیط
۶ - قمپز دوست دخترتون =نوع یک خوام باهات باشم نوع دو یک کیلو انواع اقلام ارایشی
۷ - قمپز دوست پسرتون = نوع یک ماشین موبایل بابا جون را کش رفتن و پیرهن همسایه را قرض گرفتن موقع سر قرار
۸ - قمپز مامانتون = همینی که هست و می بینین احتیاج به شرح نداره
۹ - قمپز باباتون = باید همین باشه که هست و باز هم احتیاج به شرح نداره
۱۰- قمپز بقال سر کوچه = اوردن دلستر جای ماالشییر
۱۱- قمپز فامیل = اخرین مدل ها را نشون دادن به هم
۱۲- قمپز دانشجوها = کارت دانشجویی
۱۳- قمپز سربازها = سرباز قدیمی بودن مخصوصا اخرهاش
۱۴ - قمپز سیگار فروش ها = اوردن سیگار کنت جای بهمن و تیر
۱۵ - و خلاصه از این دست بسیار هست قمپزها من خلاصه اگر حتی یکیش هم ندارین مشکل هست دیگه دستم شکست ایقدر تایپ کردم فردا براتون دومین مورد را می گم بای بای
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1384ساعت 7:45 قبل از ظهر توسط وحید |
سلام ببخشید قول داده بودم هر روز اپدیت کنم ولی از امروز به بعد اره دیگه
یک چیز باحال بگم من نمی دونستم که خودم اینقدر خوگشلم به قول بعضی ها دیروز باز رفته بودیم سراغ کارهامون ادم خسته و کوفته یک چیزهایی می بینه که شاخ در میاره بغل دکه روزنامه فروشی بودم دیدم یک اقا پسر که معلوم بود تازه دوش ژل گرفته بود با یک تیپ خلاصه مخ زن با چهار تا خانم مد بالا به قول ما داشت استارت می زد که خلاصه با هم بتونن اره
عجب این مدلیش را ندیده بودیم تو همین فاصله که من داشتم روزنامه ها را سرفصل های مهمش را می خوندم انها پشت سر هم از سیر تا پیاز قصه می گفتند معلوم نبود که اصلا موضوع چیه ؟ و خیلی جالبتر اینکه انها چقدر زود با هم دوست شدند من که خودم نمی تونم در عرض ۴ دقیقه با یکی دوست بشم و با هم بریم قدم بزنیم ولی شاید این هم یک روشش هست خلاصه اخر بحث بود که یهو به خودم امدم روزنامه فروش می گفت اقا پول روزنامت را نمی دی من هم تو دلم گفتم من از درد حسین در التهابم تو از عباس می گویی در جوابم
بچه ها راستی می خوام هر روز چند تا عکس از خودم و تهران بدم بزارین پولدار بشم می خوام یک سایت حسابی برای خودم بسازم به قول متاهل ها همیشه می گن ادم تو مجردی همه کار می کنه ولی جدی خیلی دوست دارم هر روز یک عکس از تهران بدم تو وبلاگم کیف می ده مخصوصا که این خیابون های تهران مثل یک سالن سینما هست انواع و اقسام ادمها را می بینی
یک حرف قشنگ :
وقتی داشتم متولد می شدم کاش باسواد بودم و تابلو ورود افراد متفرقه ممنوع را می توانستم بخوانم حالا روزهای بعد می گم معنای ان یعنی چی بچه ها راستی این شماره تماس من هست پیغام می تونید بزارید ۵۹۳۹۱۴۰ هر وقت پیغام گذاشتید بگید در مورد وبلاگ هست راستی بزار شمارم را خوشگل تر بدم ۵۹۳۹۱۴۰ ۹۸۲۱+ یعنی اره من می دونم ان ور دنیا هم همه می خونن
هر مطلبی دارید بگین می وام بدونم البته فحش ندین ها دیگه
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1384ساعت 7:27 قبل از ظهر توسط وحید |
سلام بچه ها من هم مثل همه شما ها یک جورایی معتاد اینترنت هستم
البته اگر خانم ها اینجاش را نخونن یک جورایی چت باز راستی بزارین خودم را حسابی معرفی کنم بگم چی کارم چی می خوام هر روز بنویسم به من می گن وحید جون سنم هم تابلو ۲۷ سال هست راستش همه می گن برو زن بگیر یعنی چی ؟؟؟؟یعنی ازدواج نچ ؟؟؟
بچه شاه عبدالعظیم حسنی در کنار بارگاهش هستم از خونمون شابدالعظیم معلوم هست
قرار شده همش راست بنویسم دیگه اگر خالی بندی بود که کیف نمی ده ان وقت می شه چت ؟؟؟
راستش قبلا چت کار بودم چت حرفه ای حالا هم عین مثل یک بچه خوب می خوام وب لاگ نویسی را شروع کنم
قول می دم هر روز اپدیتش کنم چند تا جک یا یک عکس جدید خلاصه حال بدم بهتون
جک امروز:
یک روز یک ترکه زیر درخت نشسته بوده یک سیب می خوره تو کلش بعد ترکه تعجب می کنه
از کل دنیا خبرنگارها جمع می شن فکرمی کننن نیوتن دوم پیدا شده می رن به ترکه می گن نظرت چی بود در مورد این سیبی که افتاد ترکه می گه : ایلده والا من نمی دونم تا انجایی که یادم این درخ درخت گلابی بوده ![]()
یک جمله باحال هم بگم
ان کو به دل دردی ندارد ادمی نیست بیزارم از بازار این بی هیچ دردان
راستی عکسم صفحه اول هست به ایمیلم زدم برای روز اول بسه باشه تا فردا و یک مطلب جدید
+ نوشته شده در شنبه بیستم فروردین 1384ساعت 8:43 قبل از ظهر توسط وحید |
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم فروردین 1384ساعت 11:16 بعد از ظهر توسط وحید |
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم فروردین 1384ساعت 11:14 بعد از ظهر توسط وحید |
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم فروردین 1384ساعت 11:12 بعد از ظهر توسط وحید |
بابا دید کسی
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم فروردین 1384ساعت 10:53 بعد از ظهر توسط وحید |
دارم وبلاگ می نویسم وحیدم
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم فروردین 1384ساعت 10:49 بعد از ظهر توسط وحید |
| ||||||